به گزارش عصرحباد؛ به نام خدایی که هرچه هست از اوست. در ندانستن ما، همانقدر تلاطم هست که در دانستن او آرامش!
و ما در اسارت خویش به سر میبریم. زندگی مان دستخوش سردرگمی هاست. آن چنان که در درک مفهوم زنده ماندن و زندگی کردن خویش را فراموش می کنیم...
جوان امروز در تنش های اجتماعی و اقتصادی روحیه ی مقاومت را درون خویش تضعیف می نماید و با لاینحل جلوه دادن مشکلات، خویش را اسیر خود باختگی می گرداند.
و این، ابتکار عمل را از آنان سلب و آنان را به سمت و سوی ناامیدی و افسردگی می کشاند.
شهر من بیمار است!!!
شهری با مردمان توانمند و در عین حال افسرده...
در شهر من، نیاز اساسی جوانان بهره مندی از مشاغل گوناگون است.
که در پی آن اقتصاد خانواده و به دنبالش روحیه ی زندگی را در افراد تقویت نماید.
اما...
به اندازه ی بستر سازی مشاغل متنوع در شهر، چیزی که حائز اهمیت است، وجود تفریحات سالم و برنامه های شاد همگانی است تا افراد ضمن درگیر شدن با چنین فضاهایی، نشاط فردی را در خویش احیا کنند و خواستار بروز دادن استعدادهای خویش، ناخودآگاه از رفتن به سمت ناامیدی، افسردگی، اعتیاد و حتی خودکشی مصون بمانند.
داشتن جامعه ی سالم با نشاط مردم رابطه ی مستقیم دارد،؛ لذا از جناب فرماندار که همواره با دیدگاهی وسیع و روشن در پی برطرف نمودن حداکثریِ مشکلات مردمی می باشند، به عنوان یک جوان حبیب آبادی تقاضامندم امکان برگزاری برنامه های شاد همگانی و امکانات تفریحی را در شهر ما افزایش دهند تا جوانان و خانواده ها با تنفسی عمیق در هوای زندگی، کمتر دستخوش آسیب ها قرار بگیرند.
انشاءالله